ENGLISH FARSI

Friday, March 30, 2007

چو ایران نباشد تن من مباد


پدران و مادران ، خواهران و برادران ایرانی، از هر کوی و برزن بیائید صدای سرود ملی ایران را به گوش دولت غاصب برسانیم. بیائید یاد کنیم و به عمل بگذاریم روزهایی که با شنیدن سرود ای ایران … دستمان را روی قلبمان میگذاشتیم. اجازه می دادیم اشک از چشمانمان سرازیر شود، و به سرزمین ایران و پرچم شیر و خورشید ایران زمین افتخار می کردیم. بیائید بجای صحبت از گذشته، بجای تاریخ نوشتن، درسهای ایران زمین را نه تنها به بچه های ایران یاد دهیم، بلکه خود تمرین کرده و بعنوان بخشی از مبارزه به مرحله عمل بگذاریم. بیائید روز سیزده بدر این جشن آریایی را روزی میمون بدانیم و بعنوان دومین حرکت ملی مردمی، علیه رژیم فاشیستی استفاده کنیم. بیائید در این روز بیاد ماندنی به باغ و گلستان ایران رویم و برای این فردا جشن بگیریم زیرا همانگونه که زنده یاد شاه فقید در کنار مقبره کورش کبیر که بزودی توسط دولت ایران زیر آب خواهد رفت، هنوز بیداریم…
بیائید سیزده بدر امسال را بعنوان یک تو دهنی مسکوت علیه این رژیم که خاک ایران را با توبره به غریبه های انسان کش هدیه می دهد قلمداد کنیم.
جهان خارج از ایران، چشمشان را به ملت ایران دوخته اند. بیائید در این روز پرشکوه ، نه تنها اختلافات قومی و مذهبی و غیره و غیره را کنار بگذاریم بلکه به یکدیگر قول دهیم که اگر کردیم، اگر فارسیم ، اگر شمالی ، اگر جنوبی ، اگر ترک، اگر مشهدی و بلوچ هستیم اگر تهرانی و کرمانی هستیم ، سرزمینمان ایران است ، نژادمان آریایی، پرچممان شیر و خورشید و اجدادمان پارسیان با شرف بودند. که به ما درس آموختند اگر از اسب افتاده ایم … از اصل نیافتاده ایم. اگر از هر مذهبی هستیم، به اعتقادات یکدیگر احترام منهیم، ولی قبل از مسیحی و یهودی و مسلمان بودن ایرانی هستیم و بایستی سنت ایرانی بودن را نه تنها با شکوه تمام برگزار کنیم، بلکه به فرزندانمان ، به غریبه ها و به خارجیها یاد دهیم که نه تنها از تاریخ درس گرفته بلکه به درسها عمل کنند. و درس اول این سال میمون، این است که هر جا هستیم، خاک مقدس ایران زمین بایستی معبد و قلبگاهمان باشد .

قبل از شعار ایران ایران دادن بایستی قلباً باور داشته باشیم که چو ایران نباشد تن من مباد…

پاینده باد وطن عزیز و دربندمان ایران

غزل امید
واشنگتن
March 27, 2007
Ghazal.omid@gmail.com
دیشب در ایران چه گذشت؟

با عرض تبریکات سال 1386 برای همه هموطنان عزیز که هر گوشه از ایران و یا خارج از کشور عزیزمان ایران زندگی می کنند.
از این پس توسط این ستون خبری Weblog Future Iran (Farsi) شما را با وقایع و عکسهایی که در طول هر روز و یا هفته از مبارزه علیه رژیم دژخیم ایران در سال 1386 که سر آغاز یک فعالیت همه گیر می باشد آشنا خواهم ساخت.
چهار شنبه سوری: 29 فروردین 1385 اولین روز مبارزه همه گیر علیه رژیم دژخیم ایران برای آزادی خاک پاک ایران است.
در این شب به یاد ماندنی بچه های غیور تهران و اصفهان ، فرزندان و سربازان کشور کاوه آهنگر ، تهران و اصفهان را غرق در پرچمهای سه رنگ ایران که به آرم شیر و خورشید زیور یافته بود همراه با عکسهای شاهزاده رضا پهلوی که بچه های ایران ایشان را به عنوان رهبر این مبارزه همه گیر می دانند در شهر تهران از میدان شهیاد و آریا شهر ، فلکه صادقیه ، میدان ستار خان و میدان ونک و نارمک و تهران پارس را غرق در پرچم و پوستر کردند. زیر در هر خانه پرچم و پوستر گذاشتند روی دیوار های کوچه پرچم و پوستر چسباندند و در ترافیک تهران ، پرچم و پوستر به دست رانندگان دادند.
بچه های غیور ایران، پرچمها و عکسها را از بالای پل ستارخان در میان بیش از 2000 نفر عابر زیر پل که برای خرید شب عید از ان محل در حال گذر بودند ریختند.
به گفته شاهدان عینی مردم با شعف بسیاری پرچمها و عکسها را در بغل می گرفتند بعضیها از شدت خوشحالی اشک در چشم داشتند.
سربازان ایران، در طی مدت که پرچمها و عکسها را در میان رانندگان تقسیم می کردند ، مردم با شوق و شور خاصی این پرچمها و عکسها را دریافت می کردند و یک معلم راننده عکس شاهزاده را در بغل می گیرد، می بوسد و اشک ریزان تشکر میکند. مردم شهر تهران به حدی از این فعالیت پشتیبانی کرده بودند که هزاران پرچم و عکس کمتر از یک ساعت در میان مردم پخش میگردد و از هر محله مردم باز هم درخواست دریافت بیشتر و بیشتر پرچم و پوستر را از سربازان ایران داشتندو بچه های غیور اصفهان ، شاهین شهر اصفهان را نیز غرق در پرچم و عکسهای شاهزاده رضا پهلوی کردند.
در این شب بیاد ماندنی فرشته ایران علیه ظلم آخوندهای بر مسند قدرت بدست مبارزه خود آغاز کردو از این پس فرزندان ایران، سربازان کاوه آهنگر زیر پرچم شیر و خورشید نشان ایران به مبارزه ادامه می دهند.
پاینده باد وطن عزیز و دربندمان ایران
March 21, 2007
غزل امید
برای ایران چه باید کرد؟
ایرانیان، هموطنان، خواهران و برادران، پدران و مادران گرامی، این سؤالی است که در طی 28 سال اخیر، نه تنها ملت شریف ایران بلکه همه ملتهای دنیا پرسیده اند!
به نظر " من نوعی " من ایرانی " بچه کرد و خوزستانی کارهای فراوانی می توانیم انجام دهیم. ولی همه این کارها بایستی فقط و فقط برای " ایران " و در راه آزادی کشورمان باشد.
نیاز اول، برای این چه کنمها؟ یک نیاز مبرم به رهبری منسجم و محکم برای این مبارزه است. هم اکنون که جناب شاهزاده رضا پهلوی بعنوان یکنفر "میهن پرست" این مسئولیت سنگین را بر دوش گرفته و آماده رزم میشود وظیفه تمام طبقات ملت ایران اعم از کوچک و میانه و بالا و از هر صنفی که هستیم، از داخل و خارج این است که صدایمان را یکی کنیم و به ایشان بپیوندیم. زیرا مبارزه بدون رهبری در بطن شکست خواهد خورد. یکی از دلایل از هم گسیختگی اپوزیسیون در طی سالها، عدم وجود رهبری متعهد و پایدار بوده است.
بجای فردا فردا کردنها بایستی به کمک زندانیان سیاسی که مانند شمع در زیر حباب شیشه ای و در کنج زندانهای سرد و سهمناک رژیم ایران دارند خاموش می گردند بشتابیم. نیاز این عزیزان، یک نیاز مبرم است. و این یکی از معدودترین فعالیتهایی است که همه می توانند حداقل اگر جلودار نیستند، لااقل با کمک کردن به این افراد و خانواده هایشان به شمع لرزان زندگی این عزیزان حیات دوباره دهند.
ایران آزاد کردن، فعال سیاسی بودن یک تفریح و صحبت شب جمعه و شنبه و یا یکشنبه و یا آخر هفته نیست و نبایست باشد. آزادی ایران می بایست به حرفه تمام وقت ایرانیان تبدیل گردد و دست در دست هم به طرف این هدف حرکت کنیم.
مبارزه سیاسی هر شخص به نحوی است و هر شخص قدری است. اگر میتوانیم، پرچمدار باشیم اگر نمی توانیم لااقل با کمک به مبارزان و فراهم کردن تجهیزات مبارزه به مبارزان راه ایران کمک کنیم. و اگر نمی توانیم باری از روی دوش مبارزان برداریم باری روی بار نگذاریم.
یکی دیگر از کارهای بسیار ساده که همگی ایرانیان داخل می توانند انجام بدهند، شناساندن نقطه ضعفهای جمهوری اسلامی است. نه تنها به اپوزسیون و رهبریش بلکه به دنیای خارج. خارجیان نمیدانند که ایرانیان دنباله رو این رژیم نیستند. با تحریم تظاهرات، با شرکت نکردن و سر خیابانها نایستادن در هنگام بازدیدهای مسئولان جمهوری اسلامی و با تحریم نمازهای جماعت و جمعه که رژیم سعی دارد با نشان دادنشان در ماهواره های خود، رژیمش را منسجم تر از همیشه جلوه دهد و با اطلاع رسانی دقیق، صحیح و بر اساس صحت و واقعیت و بدون غلو کردن، دفتر شاهزاده رضا پهلوی می تواند این اخبار را مستقیماً به اطلاع گروه های خبری بین المللی ارسال می گردد و با پخش دایم این خبرها دولتها خواهند فهمید که مبارزان ایران به کمکهای لوجستیکی نیازمندند و نه تنها مبارزه در ایران بیدار است بلکه روز به روز شکاف بین دولت و ملت ایران عمیق تر می گردد.
یکی از مسائلی که کنار هم کار کردن به نفع ایران خواهد کرد این است که ایرانیان خارج از ایران اگر چه تک تک افراد موفقی در جامعه بوده اند، هنوز مشکل کار گروهی و کار پیش بری زیر یک پرچم و در یک گروه را دارند. وقتی که نام ایران برده میشود، وقتی که برای ایران کار می کنیم و تحت یک رهبریاین وسیله ای خواهد بود که اپوزسیون خارج و داخل ایران را نه تنها به هم نزدیکتر کند بلکه جزو غیر مجزای یکدیگر نشان دهد، این چیزی است که دولت ایران همواره از آن واهمه داشته است. و تا به اکنون میلیونها دلار خرج کرده که گروههای مخالف خود را از هم گسیخته نگاه دارد. این دسته بازیها، این تفرقه، این نامه بازیها علیه یکدیگر بحز کمک کورکورانه و حمایت ابلهانه از رژیم سفاک حاکم چیز دیگری نیست.
آزادی ایران آرزوی همه است ولی مبارزان اندک اند، آزاد کردن ایران کار یکنفر و دو نفر نیست. ایران مال یکی دو نفر نیست. ایرانیان در هر کجا که هستید، براداران و خواهران، پدران و مادران بایست بدانید که آزادی ایران در قید و بند جوانی و یا پیری، مرد بودن و یا زن بودن نیست. ایران به همه ما احتیاج دارد. در مبارزه با دولت سفاک حاکم بر ایران، نمی توانیم بخاطرگذشته تلخ خود و یا موارد اشتباهی که ما را مأیوس کرده است دست از حمایت ایران و مبارزان بشوئیم، و به امید این و آن بنشینیم. در مبارزه برای راه ایران. بچه های ایران، جوانان ایران، مخصوصاًقشر زن جامعه که حدود 54% است. سربازان راه ایران هستند و بایست جلوی صف مبارزه باشند. این وظیفه ملی است برای تک تک ما بخصوص قشر جوان جامعه ایران که بیشتر از 74% تخمین زده شده است. ولی این دلیل براین نمیشود که " من سالخورده " دیگر نمی توانم به آزادی ایران کمک کنم. چرا که عصا بدستم و در کنج خانه نشسته رادیو گوش می دهم. اگر من عصا بدست ، من پیرزن ، من پیرمرد جلوی صف تظاهرات قرار بگیرم. از شما می پرسم چند نفر از سربازان جمهوری اسلامی را میشناسید که جرأت دستگیری و یا شلیک به پیرمرد و پیرزن را بخود می دهند؟
در راه مبارزه: همانطور که جوانی نیروست، پیری نیز قدرت است.
ما همه ایرانی هستیم. پیر و جوان ندارد بایست خویش را مبارزه راه ایران بدانیم و مبارزه سن و سال نمی شناسد.
6. کار ما فقط ایران، ایران آزاد کردن در حرف نبایست باشد. بجای تاریخ تعریف کردن و قصه گفتن بیائید تاریخ آینده مان را بنویسیم. به بچه های کوچکمان یاد بدهیم که پرچم شیر و خورشید نشان خواهد بود و به بچه ها یاد بدهیم ایران، سرزمین تمام اقوام و تمام مذاهب زیر پرچم سه رنگ بوده است.
7. بجای تبریکات عید 86 به هر شخص یک پرچم شیر و خورشید نشان هدیه دهیم و بجای در خانه نشستن در روز چهارشنبه سوری 2007 به خیابانها برویم.
8. روز چهارشنبه سوری امسال در تاریخ آینده ایران ، سرآغاز یک مبارزه همه گیر شناخته خواهد شد. یادمان باشد که این روز نمایشگر پیروزی سپیدی بر سیاهی و پیروزیفرشته بر شیطان است. در این روز در هر گوشه از دنیا که هستیم به خیابانها برویم، پرچمهای سه رنگ ایرانمان که در آن شیر و خورشید طلایی میدرخشد به اهتزاز درآوریم. حتی اگر در ایران گفته شده نباست این روز را جشن بگیریم، یادمان باشد که حمل این پرچم توسط تمام گروهها، قشرهای مردمی از هر طیفی که هستند ف نشانگر وطن پرستی و انسجام این مبارزه است.
9. وظیفه بزرگترها این است که به کوچکترهای خانواده یاد بدهند که همه بایستی پرچم ایران در خانه خود داشته باشند و مانند بیرق کاوه آهنگر از آن حفاظت کنند.به بچه یاد بدهیم که در گذشته به خاک وطن قسم میخوردیم. به کوچکترها یاد بدهیم که در گذشته پرچم ایران زمین را می بوسیدیم و بر چشم می گذاشتیم. به بچه ها یاد بدهیمکه امروز ایرانشان به آنها احتیاج دارد. دست در دست پدربزرگها، مادربزرگها، پدران و مادران به خیابانها بیایند و روز تاریخی 29 اسفند 85 – روز چهارشنبه سوری را جشن بگیرند. نه تنها به عنوان یک جشن ملی بلکه به عنوان سرآغاز یک مبارزه مردمی و همه گیر تحت رهبری شاهزاده رضا پهلوی. مبارزه خود را از کوچه های شهرهای کوچک و بزرگ ایران به میدانهای بزرگ تهران بکشیم. یادمان نرود که دولت جمهوری اسلامی فقط و فقط 15% مردم ایران را با خود دارد. از خود بپرسیم بقیه چه شدند؟
13. هر که هستیم ، بایست بدانیم اگر بازاری هستیم، ثروتمان از خاک ایران است. اگر دکتر و مهندس ،وکیل، ارتشی و غیره و غیره هستیم استعدادمان ازآن ایران است.

از خود نپرسیم ایران برای ما چه کرده! از خود بپرسیم، ما برای ایران چه کرده ایم؟
خواهران و برادران عزیز ایرانی، پدران و مادران بزرگوار از هر قشری و از هر مسلکی که هستید ، اگر خود را ایرانی میدانید، ایران به شما نیاز دارد. خاک وطن به شما نیاز دارد. پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران به شما نیاز دارد. بخود نگوئید : " از من گذشته " نسل آینده، .... نسل آینده.... آزاد کردن ایران کار یک نسل نیست، کار یکنفر نیست کار همگی ماست و باری است بر دوش همگی زیرا ایران، خاک اجداد، پدربزرگها و مادربزرگهای ماست.اگر خود را ایرانی می دانید، اگر خود را عاشق وطن و وطن پرست می دانید، روزچهارشنبه سوری، 29 اسفند امسال در خیابانهای ایران با در دست داشتن پرچم شیر و خورشید نشان و سه رنگ ایران و سردادن سرود ملی" ای ایران ،ای مرز پرگهر..." انسجام خود را به رژیم ثابت خواهید کرد.در این روز نوای سرود ملی ایران بایست از هر کوی و بام شنیده شود و عاشقان ایران بدانند که سرآغاز تاریخ رفتن رژیم، برگ زده شده است.



پاینده باد وطن عزیز و دربندمان ایران
غزل امید
March 20th, 2007
Ghazal.omid@gmail.com

به پا خیزیم

هموطنان عزیز، دانشجویان، معلمان، کارگران، هم میهنان از هر قشر و مسلک که هستید، ایرانیان عزیز، در طول سالهای اخیر آنان که در داخل ایران بودند منتظر این بودند که اپوزسیون خارج از کشور به همراه ملت ایران کمک کنند و به راهبری یک نفر برپاخیزند امروز که شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرده که رهبری این مبارزه را بدست میگیرد، این وظیفه تک تک ایرانیان داخل و خارج از کشور و آنهایی که در هر جای دنیا هستند و قلبشان برای خاک پاک وطن می تپد، دست یاری به ایشان بدهند. در گفتگویی که با ایشان داشتم شاهزاده رضا پهلوی فرمودند که قصد رهبری یک مبارزه همه گیر را دارد و نه قصد دیگری.
بعنوان یک میهن پرست ، فعال سیاسی و حقوق بشر و فعال جامعه زنان و عضوی از جامعه روشنفکران "من ایرانی – من نوعی" با ایشان هم عقیده هستم و امیدوارم که ملت ایران بدانند که دراین لحظات حساس کنونی که اگر ما کاری انجام ندهیم دشمنان ایران ما را به ویرانه خواهند کشید وظیفه همگی ما این است که اختلافات سیاسی و عقیدتی را به کنار گذاشته زیرا این اختلافات در حال حاضر جز به منفعت دولت دژخیم جمهوری اسلامی به نفع کسی نیست و همگی ما پشت سر یک چهره شناخته شده سیاسی "شاهزاده رضا پهلوی" حرکت کنیم پس از آزاد سازی ایران می توانیم روی حکومت آینده ایران کار کنیم در لحظات کنونی که "ایران ما" سرزمین مقدس داریوش و کوروش ، سرزمین کاوه آهنگر که با سرفرازی از نامشان در تاریخ یاد میشود به یاری ما نیاز مبرم دارد.
به پا خیزیم، دست در دست دهیم به جای ادعا کردن، فردا فردا کردن، به امید بیگانگان نشستن، بایستی به پا خیزیم.


غزل امید
واشنگتن
1/3/2007
Ghazal.omid@gmail.com